السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

36

جواهر البلاغة ( فارسى )

شاعر در بيت اول شب را به گيسو ، ماه را به چهره ، شاخه را به قدّ تشبيه كرده است . و در بيت دوم شراب را به آب دهان ، مرواريد را به دندان ، و گل را به گونه . و نخست مشبّه‌ها را آورده و بعد مشبّه‌به‌ها را ، همان‌گونه كه در نظم شاعر مىنگرى . 2 - و الى مفروق و هو ما أوتى فيه بمشبّة و مشبّه به ثمّ به آخر و آخر كقول أبى نواس : 2 - و تقسيم مىشود به مفروق و آن تشبيهى است كه در آن يك مشبه با مشبّه‌به آورده مىشود سپس يك مشبّه ديگر با مشبّه‌به ديگر و . . . مانند شعر ابو نواس : تبكى فتذرى الدّر من نرجس * و تمسح الورد بعنّاب مىگريد پس مرواريد از نرگس فرو مىپاشد و چهرهء گلگون با سرانگشت عنّاب‌گونه پاك مىكند . ( دست بر گونهء گلگون مىمالد ) توضيح : « عنّاب » به ضم اول ميوه‌اى مثل سنجد سرخ‌رنگ است . در اين شعر ، سرانگشت آن محبوبه چون حنا بسته بوده است به عنّاب تشبيه شده و مقصود اين است : وقتى اشك‌هايش بر گونه مىافتد با سرانگشت حنابسته پاك مىكند . شبّه الدمع بالدرّ لصفائه و العين بالنرجس لما فيه من اجتماع السواد بالبياض و الوجه بالورد . شاعر اشك را براى صفايش به مرواريد تشبيه كرده ، و چشم را به نرجس براى اجتماع سياهى و سفيدى در آن ، و چهره را به گل همانند دانسته . ( ورد به معنى گل سرخ هم هست ) گفتنى است : در اين شعر سرانگشت نيز به « عنّاب » تشبيه شده ليكن مؤلف از آن غفلت كرده است چون به گونهء استعاره تصريحيه آمده است . رابعا - ينقسم التشبيه أيضا باعتبار طرفيه إلى : 1 - تشبيه التسوية و هو ما تعدد فيه المشبّه كقول الشاعر : چهارم - تشبيه به اعتبار دو طرفش نيز تقسيم مىشود به : 1 - تشبيه تسويه و آن تشبيهى است كه مشبّه آن متعدد باشد مانند قول شاعر : صدغ الحبيب و حالى * كلاهما كالليالى و ثغره فى صفاء * و أدمعى كاللآلى موهاى آويخته بر شقيقهء يار و حال من هردو چون شب‌هاست . و دندان پيشين او در صفا و اشك‌هايم مثل مرواريدهاست . شبّه فى الأول صدغ الحبيب و حاله هو بالليالى فى السّواد و فى الثانى شبّه ثغر الحبيب و دموعه باللآلى فى القدر و الاشراق .